«بنام خالق هستی»
                                   منم گوروی چنان شیر تن                                        پدر بر پدر گرز و شمیرزن
 گوروی عیسوند.....ازشاخه چهارلنگ ازباب میوند،ایل عیسوندمیباشد که خود از چند دسته تقسیم میشود....وجمعیت زیادی را شامل میشود..
دلاوری و شجاعت طایفه گوروی از سالیان قدیم زبانزد بوده وهست.و 
شیرمردان گوروی همیشه درجنگ ها،جلودار و اولینهای جنگ بوده اند
شهامت و بی باکی طایفه گوروی  بر هیچ کس پوشیده نیست..

***********************************************
دل اژدها داشتند و زور شیر
پلنگ زمان را کشیدند به زیر
***********************************************
منطقه قشلاق این طایفه در بخش سردشت،درمنطقه،کرجمال،بیشه برافتو،دهیه،لیر قربان،بنه آوژدان،پیله وردی،محک،پودستون،چرده زنگی،برده کدو،برافتو رادی،
چلوو،تخت خرمیزان،سیلو،پلو،چاردرو،مرکی(که الان در دست سادات احمد فداله میباشد)،باغا،زندگی و امرارمعاش میکردند...و امروزه همه این طایفه در شهرستان دزفول،وحومه های آن زندگی  و امرار معاش میکنند،شهرک مهاجرین،مدرس،شهرک بنوت بالا،شهرک کلولی ،ولی آباد،چغاسبز،شلگهی
چغاپهن،بلادیه،دولتی،بن جعفر،شهرصفی آباد،شهر امام،شهرمیانرود،ولی آباد.
چغاسرخ،قلعه سید،شاه آباد،بنه غلامرضا،وییلاق آنها لرستان شهرستان الیگودرز روستا های ملک آباد..خرسیان،وشهرستان بروجرد روستای گوشه وهمچنین شهرستان ورامین،و شهر ،اصفهان((روستای بردشاه وامیرآباد))،،وهمچنین شهر اهوازوپراکندگی در همه جای ایران را دارند....وتعدادی بسیار کم به شغل دامداری مشغول،وییلاق وقشلاق میکنند.عده زیادی از طایفه گوروی در ادارات دولتی و فرهنگی و مقامات کشوری ولشکری مشغول به خدمت میباشند.
این طایفه بزرگ ازقدیم الیام ازهمبستگی خوبی برخوردار میباشندودر همه مراسمات  شریک شادی وغم همدیگر میباشند،که این اتحاد بخاطر داشتن بزرگانی بوده 
در بین طایفه بوده وهستند.وما هرچه داریم از بزرگان است........نامهای خانوادگی در این طایفه عبارتند از:
عیسوند..ایسوند..آدینه...گوروی.گورویان..عیسوندزمانی..زمانی...تندیس..شاهرخی..ابوالحسنی...محمودی ..کریمی زاده...اسدی...شهسواری...رضایی..فرهادی....سن خوش..
شاهوارپور....علیمردانی...فرهمند..گودرزی..برجی پور.عینی.. محسنی...بشارتی...برمکی کمانی...پورملا....اصلینه...اراکی .شهابی...مقصودی ...ارادی...و  رستمی و گوروی های ساکن اصفهان روستای بردشاه وامیرآباد..نام خانوادگیشان هارونی)میباشد
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::






تاریخ : یکشنبه 25 بهمن 1394 | 11:29 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
AE:
من ز نژاد کورشم ، آزاده ای پر شورشم

پیکان تیر آرشم ، خون رگ سیاوشم

من کاوه ی آهنگرم ، تا به ستم نیاورم

از چرم پرچم ساختم ، تا بر ستمگر تاختم

از غرب و از ماد آمدیم ، ارژنگی و پاک آمدیم

من پارت اشکانیم ، من شیر مرد پارسی ام

موج خلیج فارسم ، من شاه تنها خاورم

زیرا که آریایی ام، از قوم بختیاریم



ڪانال رسمی طایفه عیسوند.میوند
https://telegram.me/joinchat/Bqd-QEDJ3hGUTUb91EdNYA


تاریخ : جمعه 4 فروردین 1396 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
به نام خدای زیبایی ها

با سلام خدمت کلیه هم تباران...بخصوص شیر مردان گوروی

مدیریت وبسایت طایفه گوروی سالی پر از مهر و محبت را برای
همه برادران گوروی و خانواده های محترمتان تبریک و تهنیت 
عرض مینماید....دوستان عزیزی که در طول این مدت همکاری 
کردندو با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری رساندنداگر کمی
یا کاستی درتحریر مطالب وجود داشته به بزرگی خودتان بنده 
حقیر را عفو نمایید....امیدوارم در سال ۹۶ با همکاری شما عزیزان
مطالب خوب و ارزنده ی برای همتباران ارائه نماییم.....

با تشکر فراوان......نوروز ۱۳۹۶مبارک


تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1395 | 11:47 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
بختیاریها از نظر نژادی جزو تباره لرها هستند و گویش آنها نیز از قدیمی ترین و شناخته شده ترین گویش های زبان فارسی است. کوچ سالانه ایل بختیاری از مراتع و چراگاه های مناطق سردسیر استان چهار محال و بختیاری به طرف نواحی جنوب کشور یعنی، استان خوزستان بین 4 تا 6 هفته به طول می انجامد. این کوچ جابجایی جمعیتی بسیار گسترده و مثال زدنی از مقاومت زن، مرد، پیر و جوان به همراه هزاران راًس دام است که از 5 مسیر مختلف، سخت ترین و صعب العبورترین مناطق کوهستانی را پشت سر می گذارند تا به مراتع و چراگاه های جدید برسند. بختیاریها به دو گروه اصلی تقسیم می شوند : هفت لنگ و چهار لنگ. در میان این دو گروه هم تقسیم بندی های بسیار بیشتری وجود دارد. آمار دقیق تعداد بختیاریها مشخص نیست. ..نیمی از آنها کوچ نشین اند و بقیه به صورت استقرار یافته به کشاورزی مشغولند. روستای کاریاک، واقع در 120 کیلومتری جنوب اصفهان، که در آن رودخانهً کرشان، از ریزآبه های کارون، جاری است دو استان کهکیلویه و بویراحمد را از همدیگر جدا می سازد. 

خاستگاه نژادی بختیاری ها

درباره خاستگاه بختیاری ها، بطور کلی دو نظریه وجود دارد. جمعی از پژوهشگران و مردم شناسان آنان را ایرانی الاصل می دانند. زبان و برخی از عادات و رسوم، برهان اصلی آن دسته را تشکیل می دهد. از آن جمله " لوریمر " یکی از مستشرقین دربارهً زبان و لهجه بختـیاریها به پژوهش پرداختـه است. براساس مشخصات جسمی و روحی و عادات، آنها را ایرانی الاصل می داند و معـتـقـد است که پناهگاه کوهـستانی آنها، از حملهً اعراب مصونشان داشته است. ایرج افشار نیز چـنیـین نـتـیجه ای گرفته و افزوده است : " لباس زنان بخـتـیاری شباهت زیادی به لباس زنان زرتـشـتی دورهً ساسانی دارد و زبان بخـتـیاریان به زبان پهلوی زمان ساسانـیان نزدیک است و از واژه های عمومی ترکی و عربی بهره نمی گیرند. "

او در جای دیگر آورده است که بخـتـیاریان از نـژاد پارس هـستـند که در سده های ششم و هـفـتم قبل از میلاد با ایلامیان درآمیخـته و نـژاد واحدی را بوجود آوردند. منشی سفارت روس، بارون دوبد که در زمان محـمد شاه به بخـتـیاری سفر کرده است نیز براساس زبانـشان بر این باور است که آنها ساکنان اصلی این خاک هـستـند.

تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 08:13 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
 دژممد علی خان یکی از جاذبه های دیدنی و زیبایی است که در شمال شهرستان دزفول قرار دارد. این دژهم به  نام محمد علی خان و هم به نام علیمردان خان  گفته شده ..ولی بیشتر به دژ ممدلی خان معروف است...در زمان رضا شاه که برنامه سرکوبی خان ها شروع شد،،محمد علی خان به این دژ طبیعی که هیچ راه نفوذی نداشته پناه می برد و به همین دلیل به این نام مشهور گشته است. برای رفتن به این دژ و منطقه ی زیبای اطراف آن در جاده ی سردشت بعد از روستای گوروی به سمت جاده فرعی از جاده ی اصلی منحرف شده و بعد از گذشتن از روستای بوالحسن این دژ زیبا  و مستحکم دیده میشود

تاریخ : چهارشنبه 27 بهمن 1395 | 03:11 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات

معنی لغوی بختیاری
کلمه «بختیاری» در فرهنگ لغت دهخدا به نیک بختی، اقبال معنی نموده.

فرهنگ لغت ناظم الاطباء خوشبختی . سعادت . همراهی دولت .تمول و اقبال معنی نموده.

(شعری از نظامی):
زیادت بخت باد از بختیاری که پشتیوان پشت روزگاری 
گر افکنْد بر کار تو بخت نور من از بختیاری نیم نیز دور.            

«بختیار» را صفت مرکب با معانی زیر ذکر می نماید :
« بختمند.بختور. بخت آور. دولتی . حظی . بخت جوان .

(فرهنگ آنندراج ). سعید. خوشبخت .

(فرهنگ ناظم الاطباء). دولتمند. مجدود. خوش طالع. مبخوت . بخیت .فیروزبخت .

( شاعر شعوری کاشی). مقبل . نیک اختر. خجسته روزگار. جوان بخت ».

 بختیاری در اسناد تاریخ

1-شواهد تاریخی و باستانشناسی:

سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که سکونت‌گاه گروه‌های مختلف انسانی می‌باشد. شواهد گوناگون نشان می‌دهد که سرزمین باستانی قوم لر ده‌ها هزار سال پیش، مسکونی بوده‌است. منابع و امکانات طبیعی از قبیلِ آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و درّه‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته تبدیل نموده بود. افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و گونه‌های مختلف حیوانات  فراهم کرده بود.

2-شواهد باشه


کاوش‌های باستان شناسی نشان می‌دهد که قدمتِ سکونتِ انسان در این منطقه به چهل هزار سال می‌رسد. بازمانده‌های فرهنگیِ دورانِ پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی در این  ناحیه به چشم می‌خورد. سرزمین بختیاری، از جمله محدود سرزمین‌هایی است که انسان برای اولین بار به اهلی کردنِ حیوانات و نباتات پرداخته یا به دیگر سخن، زندگی ده نشینی و کشاورزی را که لازمهٔ پیدایش تمدن می‌باشد، آغاز نموده‌است.

3-پیدایش کشاورزی:

انسان شناسان معتقدند که انقلاب بزرگ نوسنگی یا پیدایش کشاورزی و تولید خوراک در نواحی شمال خلیج فارس تا سوریه اتفاق افتاده‌است که به هلال حاصلخیز شهرت دارد. کشت نباتات و غلات از این ناحیه آغاز گردید. تپه ماهورها و دامنه‌های شمال و شمال شرق خوزستان که بخشی از قلمرو بختیاری‌ها می‌باشد با ارتفاع نسبی ۳۰۰ تا ۱٫۵۰۰ متر از سطح دریا و متوسط بارندگی  ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌متر بر مترمربع در سال، شرایط مساعدی برای رویشنباتات و کشت غلات فراهم ساخته‌است که در محدوده هلال حاصلخیز قرار دارد.

همچنین برخی از حیوانات، بویژه بز برای نخستین بار، در کوه‌های بختیاری اهلی گردید. هنری تی رایت باستان شناس آمریکایی در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ میلادی در شمال شرقی خوزستان در دشت ایذه و دشتگل به مطالعات باستان شناسی مبادرت نمود و از حیات مستمر و فعال گروه‌های انسانی در ۶ تا ۷ هزار سال پیش از میلاد، در این مناطق گزارش داد.

4-هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد:

در هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد در دوره مس و عصر سنگ، شاهد ظهور قوم عیلام هستیم که از کوه‌ها به دشت سرازیر شده  و تمدّن تکامل یافته‌ای را تأسیس نمودند.

حدود چهارهزار سال پیش از میلاد در سرزمینی که شاملخوزستان، لرستان، پشتکوه و کوه‌های بختیاری است، حکومت عیلام رشد و تکامل یافت. مردم عیلام، دولت خود را اَنشان یاآنزان می‌خواندند و ظاهراً به زبان آنزانی تکلم می‌کردند.[۱۰]

بیشترین آثار برجای مانده از دوره عیلامی، در محدوده شهرستان ایذه قرار دارد که شامل چندین کتیبه به خط میخی و صدها نقش  برجسته بر روی سنگ‌ها، صخره‌ها و کوه‌ها می‌شود و به همین علت باستان شناسان، این منطقه را سرزمین سنگ نگاره‌ها نام  نهاده‌اند.

5-عصر آهن:

مصنوعات فلزی فراوانی مربوط به عصر آهن شامل: انواع سلاح‌ها، پیکره‌های کوچک اندام آدمی، ابزارهای مخصوص اسب، سنجاق‌ها و ده‌ها ابزار و وسیلهٔ دیگر در بخش‌هایی از لرستان وخوزستان کشف شده‌است که از زندگی گروه‌های بسیاری از  انسان‌ها حکایت دارد.

6-هزاره دوم پیش از میلاد:

در هزاره دوم پیش از میلاد، اگوم حکومت کاسیان را در بخش  علیای سرچشمه‌های کارون، در کوه‌های بختیاری، تأسیس نمود.

7-پارسوماش و انشان:

از حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نیز پیشینیان بختیاری‌ها در منطقه پارسوماش (مسجدسلیمان کنونی) و انشان (ایذه کنونی) دولت جدیدی تأسیس نمودند. دولت عیلام دیگر در این زمان آن  قدرت را نداشت که از استقرار آنان در این ناحیه مخالفت کند. چیش پیش پسر و جانشین هخامنش، پیشتر عنوان پادشاه شهر انشان یافته و ناحیه مزبور را تا شمال پارسوماش اشغال کرده بود.[۱۱]

رومن گیرشمن، باستان شناس فرانسوی، در کتاب ایران از آغاز تا اسلام می‌نویسد: من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا  نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام.

اما بختیاری‌ها دراین منطقه، تبدیل به قوم غالبی شدند که فرهنگ و زبان خود را غالب کرده و رواج دادند. محکم ترین دلیل، گویش بختیاری هاست که امتداد زبان پهلوی رایج، در بین پارسیان قبل از اسلام است. آداب، رسوم و سنن فراوان دیگری نیز، پیوستگی بختیاری‌ها را، با پارسیان روایت می‌کند. تا جایی که برخی از منابع عقیده دارند که لرها و بختیاری‌ها بازماندگان قبیله‌هایمارافیان و ماسپیان پارسی هستند که نخستین قبیله‌هایی بودند که به کوروش پیوستند. شاید هم، بازماندگان قبیله اسه گرته (اسه = سنگ، گرته = غار) باشند، که در کوهستان‌های زاگرس و درون غارها زندگی می‌کردند.[۱۲]

با به قدرت رسیدن کورش بزرگ در پارسوماش و انشان، از  پارسوماش تا استان فارس کنونی به نام پارس نامبردار شد و در دوره اشکانیان به الیمایید تغییر کرد. دوباره در زمان ساسانیان بهپارسه تغییر یافت و پس از زوال ساسانیان، در سده‌های نخستین اسلام، مورخین تازی همة زاگرس نشینان را کرد نامیدند و منطقه آنها را جبال خواندند... ![۱۳]از سال سیصد هجری قمری به بعد، به لر بزرگ مشهور شد و از زمان صفویه به بعد نیز، کهگیلویه و بویراحمد، از آن جدا شد و مانده آن به نام بختیاری در جغرافیای ایران نمایان گردید.

دراین باره مازیار اشرفیان بناب -که تخصص وی در رشته ژنتیک پزشکی است- می‌گوید:

بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی، عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی کنونی ایران) زندگی می‌کنند، با اینکه دارای تفاوت‌های اندک فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان‌های گوناگون هم سخن می‌گویند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند. این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که نزدیک به ۱۰ تا ۱۱هزار سال پیش در بخش‌های جنوب باختری فلات ایران ساکن بوده‌اند، بر می‌گردد.

8-شواهد تاریخی و باستانشناسی:

سرزمین کنونی بختیاری هزاران سال است که سکونت‌گاه گروه‌های مختلف انسانی می‌باشد. شواهد گوناگون نشان می‌دهد که سرزمین باستانی قوم لر ده‌ها  هزار سال پیش، مسکونی بوده‌است. منابع و امکانات طبیعی از قبیلِ آب، جنگل، مراتع، بارندگی مناسب، آبگیرهای فراوان و درّه‌های مستعد برای کشاورزی، این سرزمین را به یکی از بهترین زیستگاه‌ها و محل تجمع و سکونت گروه‌های انسانی در گذشته تبدیل نموده بود. افزون بر این امکانات، در بلندی‌های زاگرس و دامنه‌های آن، محیط مناسبی برای رویش نباتات علوفه‌ای و  گونه‌های مختلف حیوانات فراهم کرده بود.

9-شواهد باستانشناسی:

کاوش‌های باستان شناسی نشان می‌دهد که قدمتِ سکونتِ انسان در این منطقه به چهل هزار سال می‌رسد. بازمانده‌های فرهنگیِ دورانِ پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی در این  ناحیه به چشم می‌خورد. سرزمین بختیاری، از جمله محدود سرزمین‌هایی است که انسان برای اولین بار به اهلی کردنِ حیوانات و نباتات پرداخته یا به دیگر سخن، زندگی ده نشینی و کشاورزی را که لازمهٔ پیدایش تمدن می‌باشد، آغاز نموده‌است.[۸]

در کتاب خلاصه تاریخ هنر آمده‌است:

از دوره پارینه سنگی ایران در کاوش غاری در تنگ پبده (کوه‌های  بختیاری در شمال شرق شوشتر)، ابزارها و سلاح‌هایی از سنگ ناصاف (چکش، پیکان، تیغه و تبرسنگی) و در نواحی همیان،میرملاس و دوشه از توابع لرستان تصاویر جانوران و آدمیان  منقوش بر صخره‌های قائم به رنگ‌های سیاه و زرد و سرخ یافت شده‌است که قدمتشان به حدود ۱۵ هزار سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد. صاحبانِ این آثار از راه شکار دسته جمعی و صید ماهی و گردآوری ریشه و بَرِ گیاهان، غذای خود را بدست می‌آورده‌اند.[۹]

10-پیدایش کشاورزی:

انسان شناسان معتقدند که انقلاب بزرگ نوسنگی یا پیدایش کشاورزی و تولید خوراک در نواحی شمال خلیج فارس تا سوریه اتفاق افتاده‌است که به هلال حاصلخیز شهرت دارد. کشت نباتات و غلات از این ناحیه آغاز گردید. تپه ماهورها و دامنه‌های شمال و شمال شرق خوزستان که بخشی از قلمرو بختیاری‌ها می‌باشد با ارتفاع نسبی ۳۰۰ تا ۱٫۵۰۰ متر از سطح دریا و متوسط بارندگی  ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌متر بر مترمربع در سال، شرایط مساعدی برای رویشنباتات و کشت غلات فراهم ساخته‌است که در محدوده هلال حاصلخیز قرار دارد.

همچنین برخی از حیوانات، بویژه بز برای نخستین بار، در کوه‌های بختیاری اهلی گردید. هنری تی رایت باستان شناس آمریکایی در سال‌های ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ میلادی در شمال شرقی خوزستان در دشت ایذه و دشتگل به مطالعات باستان شناسی مبادرت نمود و از حیات مستمر و فعال گروه‌های انسانی در ۶ تا ۷ هزار سال پیش از میلاد، در این مناطق گزارش داد.

11-هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد:

در هزاره پنجم تا سوم پیش از میلاد در دوره مس و عصر سنگ، شاهد ظهور قوم عیلام هستیم که از کوه‌ها به دشت سرازیر شده  و تمدّن تکامل یافته‌ای را تأسیس نمودند.

حدود چهارهزار سال پیش از میلاد در سرزمینی که شاملخوزستان، لرستان، پشتکوه و کوه‌های بختیاری است، حکومت عیلام رشد و تکامل یافت. مردم عیلام، دولت خود را اَنشان یاآنزان می‌خواندند و ظاهراً به زبان آنزانی تکلم می‌کردند.[۱۰]

بیشترین آثار برجای مانده از دوره عیلامی، در محدوده شهرستان ایذه قرار دارد که شامل چندین کتیبه به خط میخی و صدها نقش  برجسته بر روی سنگ‌ها، صخره‌ها و کوه‌ها می‌شود و به همین علت باستان شناسان، این منطقه را سرزمین سنگ نگاره‌ها نام  نهاده‌اند.

12-عصر آهن:

مصنوعات فلزی فراوانی مربوط به عصر آهن شامل: انواع سلاح‌ها، پیکره‌های کوچک اندام آدمی، ابزارهای مخصوص اسب، سنجاق‌ها و ده‌ها ابزار و وسیلهٔ دیگر در بخش‌هایی از لرستان وخوزستان کشف شده‌است که از زندگی گروه‌های بسیاری از  انسان‌ها حکایت دارد.

13-هزاره دوم پیش از میلاد:

در هزاره دوم پیش از میلاد، اگوم حکومت کاسیان را در بخش  علیای سرچشمه‌های کارون، در کوه‌های بختیاری، تأسیس نمود.

14-پارسوماش و انشان:

از حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح نیز پیشینیان بختیاری‌ها در منطقه پارسوماش (مسجدسلیمان کنونی) و انشان (ایذه کنونی) دولت جدیدی تأسیس نمودند. دولت عیلام دیگر در این زمان آن  قدرت را نداشت که از استقرار آنان در این ناحیه مخالفت کند. چیش پیش پسر و جانشین هخامنش، پیشتر عنوان پادشاه شهر انشان یافته و ناحیه مزبور را تا شمال پارسوماش اشغال کرده بود.[۱۱]

رومن گیرشمن، باستان شناس فرانسوی، در کتاب ایران از آغاز تا اسلام می‌نویسد: من جای جای این سرزمین (بختیاری) پا  نگذاشته‌ام، مگر اینکه عیلامی را یافته‌ام.

اما بختیاری‌ها دراین منطقه، تبدیل به قوم غالبی شدند که فرهنگ و زبان خود را غالب کرده و رواج دادند. محکم ترین دلیل، گویش بختیاری هاست که امتداد زبان پهلوی رایج، در بین پارسیان قبل از اسلام است. آداب، رسوم و سنن فراوان دیگری نیز، پیوستگی بختیاری‌ها را، با پارسیان روایت می‌کند. تا جایی که برخی از منابع عقیده دارند که لرها و بختیاری‌ها بازماندگان قبیله‌هایمارافیان و ماسپیان پارسی هستند که نخستین قبیله‌هایی بودند که به کوروش پیوستند. شاید هم، بازماندگان قبیله اسه گرته (اسه = سنگ، گرته = غار) باشند، که در کوهستان‌های زاگرس و درون غارها زندگی می‌کردند.[۱۲]

با به قدرت رسیدن کورش بزرگ در پارسوماش و انشان، از  پارسوماش تا استان فارس کنونی به نام پارس نامبردار شد و در دوره اشکانیان به الیمایید تغییر کرد. دوباره در زمان ساسانیان بهپارسه تغییر یافت و پس از زوال ساسانیان، در سده‌های نخستین اسلام، مورخین تازی همة زاگرس نشینان را کرد نامیدند و منطقه آنها را جبال خواندند... ![۱۳]از سال سیصد هجری قمری به بعد، به لر بزرگ مشهور شد و از زمان صفویه به بعد نیز، کهگیلویه و بویراحمد، از آن جدا شد و مانده آن به نام بختیاری در جغرافیای ایران نمایان گردید.

دراین باره مازیار اشرفیان بناب -که تخصص وی در رشته ژنتیک پزشکی است- می‌گوید:

بر پایه پژوهش‌های ژنتیکی، عموم اقوام و گروه‌های جمعیتی ایرانی که در ایران امروزی (و حتی فراتر از مرزهای سیاسی کنونی ایران) زندگی می‌کنند، با اینکه دارای تفاوت‌های اندک فرهنگی هستند و حتی گاه به زبان‌های گوناگون هم سخن می‌گویند، دارای ریشه ژنتیکی مشترکی هستند. این ریشه مشترک به جمعیتی اولیه که نزدیک به ۱۰ تا ۱۱هزار سال پیش در بخش‌های جنوب باختری فلات ایران ساکن بوده‌اند، بر می‌گردد.

خسرو خان سردار ظفر:(پسر حسینقلی خان ایلخانی برادر سردار اسدبختیاری) معتقد است، که بختیاری‌ها در زمانصفویه (۱۳۷۲- ۱۵۰۱۱ میلادی) به این نام شهرت یافته اند.

خ


تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات

به نام اهورامزدای ایران زمین
به آن هفت و چهارش بگو آفرین
به هفت و به چهار همان بختیار
به ایران درآورد ز دشمن دمار
همان بختیاریست شجاع ودلیر
چو غرش ابر و چو نعره  شیر 
ز پنج تیره گویم همه سردیار
که چهارلنگ تبارند همه بختیار
چه گویم سخنها ز آن ایل مست
ممیوند نشانش به تاریخ هست
ممیوند ایلیست از آن چهارلنگ
خروشند و تابند به میدان جنگ
ممیوند نامی است همه آشنا
چو تاریخ ز وصفش همینک بجا
از آن شیرمردان به هر انجمن
به تاریخ ایران  بگویند سخن
به مردی چو شیرند همه نامدار
به سنگر نشینند به قصد شکار
فولادوند بپرسم به تاریخ نشان
امیران نامدار،شجاع  پهلوان
چو فولادوندم ،بدان  رهگذر
به تاریخ دیرینه ام  کن  نظر
من از بطن تاریخ سخنها روان
سراسیمه کردم بسی پهلوان
ز عبدالوند گویم من از روزگار
چو شیران جنگی، همه نامدار
عبدالوند گویم من از پاچه لک
سترگ و دلاور، سرافراز و تک
بساک را چه گویم و آن عیسوند
چو شمشیر بران به میدان جنگ
بساک ممیوند به دیوان چو شاه
کنند نقشه ی دشمنان  را  تباه
همان عیسونداست به روز نبرد
که کشتار دشمن به صد تن برد
حاجیوند بباشد  همان مرد حاج
نترسی  چو شیرند، ندادند باج
مقاوم و نستوه ، شجاع و دلیر
به مانند کوه و به  مانند  شیر
چو دادم نشانی زه آن  ایل چار
دلیران  فاتح در  این  روزگار
ادب را ز کوروش  آموخته ایم
ز فریدون فرخ هم  اندوخته ایم
ز کوروش و رستم  دارند نشان
چو مهتاب  تابنده بر کهکشان
من از ایل گفتم، سخنها  روان
که آگه شوند نسلها  این زمان
نوشتم  به آبان  این نه و چهار
چو ماند  به تاریخ  فرجام  کار
بگفتم  شعری در این  روزگار
به واسک اندرم و فولادوند تبار



➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖


تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 | 09:21 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات



ز یک تیره نام آورم گوروی

شجاع وسخن دان بود گوروی

بگویم هزار آفرین برشما

که نامدار وبی باک چون اژدها

دل گوروی صاف چون آینه

که آیین مردانگی هم آینه

که سنگر وریزان نیله سوار

چنان سام وسهراب واسفندیار

به روز نبرد اولینهای جنگ

به هر صحنه ی حاضرند بی درنگ

زه فیلسوف و دادیار ویا افسران

که در جنگ دریدند شیر ژیان

به قانون وقاضی ویا درسخن

مسلط بودند به هر انجمن

چنان شیرمردان یل سینه چاک

هزار آه. و افسوس که خفتند بخاک
********************************






تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395 | 09:43 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
با سلام خدمت همه برادران و خواهران بختیاری...بخصوص گوروی

یازدهم آذر ماه اولین سال تاسیس وبسایت فرهنگی طایفه گوروی عیسوند
بر همه شما عزیزان تهنیت باد..

منتظر ارسال مطالب و نظرات شما دوستان هستیم


تاریخ : پنجشنبه 11 آذر 1395 | 10:00 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات

محمد ولی خان سر تیپ شهاب لشکرفولادوندفرزند هادی خان فولادوند که بعدها به دلیل ابراز لیاقت ورشادت وشجاعت از طرف دولت وقت(قاجار) به درجه سالار مظفرملقب گردید بر مناطقی ازازنا و الیگودرز و قسمتهایی از اراک وخمین و.. وطوایف بختیاری حکومت میکردورابطه مناسبی با طوایف بختیاری (میوند وزلقی ...)و اهالی مناطق یاد شده داشت .

در دوران قاجاریکی از خوانین لرستان  به نام نظرخان  ادعا کرده بودتا دارون ودامنه و... باید زیر سلطه من باشدو به من باج بدهند.در آن دوران حدود 120سال قبل گروهی یاغی و راهزن که دامنه غارت گری های آنان به لرستان و بیرون ازآن نیز کشیده می شد و به پشت گرمی وی هر از چند گاهی قافله هایی که در مناطق مذکور رفت و آمد میکردند رامورد هجوم وغارت قرار می دادند ولرستان ومناطق اطراف آن را رابه مناطقی بسیار ناامن تبدیل کرده بودندآنها حتی به روستاییان ومردم بی دفاع و ضعیف هم رحم نمی کردند وآنها را مورد هجوم وظلم خود قرار می دادند تا اینکه  روزی به یکی از روستاههای حومه ازنا حمله کرده وآنجا را غارت نمودند چند نفراز مردم ستمدیده شکایت نزدسالار برده و شرح جنایات اشرار را به حضور وی رساندند در میان آنهااشخاصی بود که دارایی ناچیزشان راودیگری هم عزیزانشرا و...راازدست داده بودند .

سالارپس از شنیدن شکایات مردم ستمدیده به شدت ناراحت وخشمگین شدوقسم خوردکه از وسط لرستان و محل استقرار یاغیان به عزم سرکوبی آنان عبور وآنان را به سزای اعمالشان برسانندو برای نظر خان پیغام فرستادحالا که این غلط ها را کردی ........آماده و خبردار باش مهرماه به جنگت می آیم.به همین منظوربه کدخدایان و بزرگان  پولاد وند گفت که می خواهم به جنگ نظر خان بروم وگروه اشرار منطقه را از بین ببرم  طایفه هیودی پولادوند میونددر آن زمان دارای بزرگانی همچون ملانظر ازتیره شاحسن وسردارآ حسنعلی مشهور به امیر پنج  پسر ملا شمی ازتیره پارسی وسردار آپنجعلی پسر ملا ظهراب ازتیره علیدادی و...بود که از نزدیکان و مشاوران سالار  واز سرداران جنگ شهاب لشکربه شمار می رفتند و رابطه تنگا تنگی با وی داشتند .

پس از نشستی که باحضور عده ای از بزرگان طوایف فولادوند(هیودی سالاروند خانجمالی-خانه قائدوگراوند)و...در منطقه چالسپار برگزار کرد پس ازشور و مشورت قرار براین شدکه با همراه ساختن طوایف بختیاری و...اشرار را سرکوب و تادیب نموده وبه سزای اعمال نگینشان برسانند.

به همین منظور موقع کوچ رده های عشایر به گرمسیردرابتدای فصل پاییز قشون زیادی از ردههای عشایری گردآوری شد سالارمظفر در محل اردوکه متشکل از رده های میوند و...بودحضورپیدا کردوخطرات موجود سر راه رابه قشون اعلام کردوبیان داشت که امسال به قصد تادیب وسر کوبی گروه راهزنان بر خلاف سالهای گذشته از سمت لرستان کوچ می نماییم واحتمال هر گونه خطری از قبیل کشته شدن و به غارت رفتن اموال و احشاممان وجود داردو پس از آن همگان را در تصمیم گیری در اینکه ایشان را در این راه همراهی کنند آزاد گذاشت .متاسفانه تعداد زیادی از قشون شبانه راه خود را در پیش گرفته واردو را ترک کردند.روز بعدباقیمانده قشون (حدود 500-400نفرکه شامل طوایفی از قبیل هیودی وسالار وند وبساک وعیسوند بودنداز معارف طایفه عیسوند که در این جنگ حضور داشت می توان ازپهلوان ممدلی گوروی نام برد)ازازنا به قصدسرکوبی اشرار حرکت کردند. دسته هایی به همراه سران زبده در بین کوههای اطراف به طوری که تمام تحرکات و اوضاع را زیر نظر داشتندوآماده برخورد با هر حمله وشبیخون احتمالی بودند در حال حرکت بودند تفنگچیانی نیز به همراه قافله در حرکت بودند بین راه به هر محلی که یاغیان در آن بودندمی رسیدند پس از شناسایی یاغیان آنانرا به سزای اعمال ننگینشان می رساندند. در بین مسیر زمانی که به حوالی رازو وزاغه رسیدند نزه(نظر خان) و قشونش در رویارویی با قشون بختیاری شکست خورده و به سمت چغلوندی  فرار کردند ابدال خان نیز خبرشکست نزه رابه طایفه  اش ...دادوگفت ...واز اینجا برویم تا گیر بختیاری ها نیفتیم و پس از آن شبانه منطقه را ترک کردندصبح پس ازروشن شدن هوا قوای بختیاری به محل رسیدند ولی آنجا را از ابدال خان سی ون وافراد طایفه اش خالی دیدند0

حوالی روستای دم چل که رسیدند متوجه قشون یاغیان شدند که برای حمله وغارت قشون و قافله آمده بودند که قشون بختیاری پس از ساختن چند سنگر با آنان به مبارزه برخاستند.

  در منطقه کوهی وجود داشت که از لحاظ سوق الجیشی دارای اهمیت زیادی بوده ونتیجه جنگ را رقم می زدوعبور قافله به حفظ آن بستگی داشت وبه اصطلاح(واسکا کوهنه وگرهدن تا مالا ز اوچه رد ویدنه)که پس از شور این مسولیت به سردار آ حسنعلی امیر پنج سپرده شدوآحسنعلی پسرآ شمی وآقاشیخعالی  و ... مردانگی کرده واز همین نقطه شکست سختی به دشمن وارد کردند.

(زدزفیل تا خرماواد سنگر وسنگر         حسنلی و پنجعلی. شهاب لشکر )

جنگ به نقطه اوج خود رسیده بودبنا به نقلی 13 نفراز جمله آسهراب وآقایوسفعلی وشاید هم   بیشتر در این جنگ کشته شد و احتمالاعده ای نیز شانه خالی کردند سالار نگران شده به همین دلیل سراغ بزرگان وجنگجویان رامی گرفت وحرفهایی بین او وملا نظررد وبدل شد ملا نظر نیز  با حالت عصبانیت جواب وی را داد سالار به جهت اطلاع از احوالات جنگ و قشون خودش به عقب برگشت وجویای حال سران و دیگر تفنگچیان شد در این بین خبر زنده بودن تعدادی از بزرگان از جمله آحسنعلی شمی وشیخعالی وآپنجعلی...که سالار سراغشان را گرفته بود  را به وی دادند بنا به نقلی معتبر خان پس ازشنیدن این خبر آسوده خاطر گفت (اگر میر پنج زنده هسن هیچیم نی) وی پس از شنیدن شرح دلاوری همتبارانش وپیروزی وفتح توسط  آنان خوشحال وبه ایشان افتخار نمود اردوی بختیاری پس از سرکوب نمودن اشراروبه اسارت در آوردن عده ای از آنهابه حرکت خود ادامه دادند تا به حوالی پل قدیم (کهنه) دزفول که رسیدند عده ای از خوانین وبزرگان از جمله محمدخان هیبرون و..شفاعت جهت آزادکردن اسرا به پیش بزرگان وخوانین فولادوند برده که ایشان شفاعت قبول کرده واسرا را آزاد نمودند سپس به سمت چغامیش  به حرکت خود ادامه داده که پس از توقف در آنجا شیوخ و بزرگان عرب ساکن آن مناطق به خاطرامنیت بخشیدن ونفوذ وقدرت  قشون بختیاری میوند هدایایی از قبیل شتر و گاومیش پیشکش کردند. سر انجام اشرار به سزای اعمال خود رسیدند وبختیاریان به مدت هفت سال مسیر کوچ خود را از لرستان به گرمسیر تغییر دادند طایفه هیودی  درآن جنگ حضور داشتند ومردانه جنگیدند وفتح را نصیب قافله بختیاری کردند عده زیادی از آنها کشته شدند که تعداد آنها را نفر13و بیشتر ذکر کرده اندروحشان شاد.  

ازمعارف آن زمان  طا یفه  هیودی  که دراین جنگ شرکت داشتندمی توان از1-ملانظر2-سردارآحسنعلی پارسی وآحسینعلی پسران ملا شمی 3-سردارآپنجعلی علیدادی وشیخعالی 4-آجعفرقلی5-سلیمان 6-یوسفعلی7 -آقا جو8-آابوطالب وخرمنی که از بزرگان تیره خود بودند نام برد .

بیت هایی از اشعاری که  شاعران محلی  آن زمان  سرود ه اند   وبنا به روایتی شاعر آن شخصی به نام ابول فتحی پاپی بوده به شرح ذیل می باشد .

منجول سیم زین کنین وس بنهم رو                          عیسوند ز ورگ وارم بساکه ز چو

 

زدهلیزدیروی ونم بیشه دیاره                                  نزه کو  واپش میا شیروگداره

سالارم زکوچیریچه شاه شناسه                              کد خدا ملا نظر دایم واباسه

بکشیم به دم چل لغوم اسبم                                  سنگر کی گفتره بس بنشستم

ور کشیم هفت چو بهون پشت چغامیش                   عربو پیشکش کنن شتر و گامیش



تاریخ : سه شنبه 18 آبان 1395 | 08:03 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
محدعلی و خیرعلی دو گوروینه 
امامداد ره پایتخت شاهنه بوینه 
علی ایسف یادس بخیر اوشیرتک رو
دشمنون زترس خوس شو نیکنن خوو
شرگلا و عین اله قطار فرنگی
غارت نهشتن برن شیرون جنگی
امامداد ره پایتخت دربار شاهی 
محمدعلی و خیرعلی ب کدخدایی 
گوروی باغیرتن همه به داکن 
یک به یک پیا خوون نژاد پاکن 
امامداد و  محمدعلی کلونترون عیسوند
اسم نهان به چهاروهفت وا کل میوند
کلونترون گوروی پاک تیپ شل شل 
به تفاق جواب  ادن شیرون گرز شل 
علی محمد یاد بکنین پا به اداره
داغ خوم سی ذوالفقار،علی دس به غداره
گوروی هزار هزار کل شیر وشیرزا
امامداد ره پایتخت به دعوت شاه
یادکنین ز خان پیا امامداد کوتا
به میلس صحبت اکرد بهتر زخانا

شعر:علی عیسوند



تاریخ : شنبه 27 شهریور 1395 | 01:01 ق.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات

«برنو »نوعی تفنگ تک تیر و بسیار قوی با برد زیاد (۴۵۰۰ متر) و کالیبر ۹۲/۷ میلیمتر است که نخستین بار در شهر برنو در کشور چکسلواکی ساخته شد.

امتیاز ساخت آن به ایران داده شده‌است. برنو را چکسلواکی از تفنگی بنام ماوزر ۹۸ک (mauser۹۸k) ساخت آلمان اقتباس کرده‌است

در روز هفتم بهمن ماه ۱۳۰۹ (۲۷ ژانویه ۱۹۳۰) درپی یک بررسی طولانی، شاه وقت که فرمانده کل نیروهای مسلح بود موافقت کرد که «ماوزر Mauser» ساخت آلمان پس از یک دوره آزمایش چندساله، تفنگ رسمی ارتش ایران شود. این آزمایش روی ماوزرهای «وی. زی ۲۴ - VZ » یعنی ماوزر ساخت سال ۱۹۲۴ صورت گرفت و ستاد ارتش در سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳) به آن نمره قبولی داد. از آن پس ماوزر که تولید انبوه آن از سال ۱۸۹۸ در «اوبرنادورف» آلمان آغاز شده بود و در طول جنگ جهانی اول به عنوان دقیقترین و خوشدست‌ترین تفنگ سبک بکار رفته بود جای تفنگهای روسی (ناگانت = نوغان) و انگلیسی و ... را در ارتش ایران گرفت. این تفنگ توسط دو برادر آلمانی به نام‌های «پتر پل» و «ویلهلم» ماوزر Mauser Brothers برای ارتش آلمان ساخته شده بود. کارخانه ماوزر بعداً شعبه خود را در شهر «برنو» واقع در ایالت موراویای چک اسلواکی دایر کرد وذ دولت ایران که مشتری کمپانی «اشکودا» بود ترجیح داد که تفنگهای ماوزر ساخت شهر برنو Brno را خریداری کند و از آن پس در ایران نام «برنو» بر تفنگهای ماوزر گذارده شد که پنج تیر و تک تیر بودند. از دهه ۱۹۴۰، ایران خود دست به ساختن برنو زد و آن را در کارخانه‌های تسلیحات (معروف به مسلسل سازی واقع در نزدیکی دوشان تپه)آغاز اکرد

اسلحه ای نام آشنا در بین اقوام لر و بختیاری که سالیان زیادی است که این قوم با آن آشناست..اسلحه ای که یار و یاور لر و بختیاری در همه ادوار بوده است.

این اسلحه از محبوبیت وجایگاه خاصی نسبت به سلاح های دیگر در ایلات لر و بختیاری دارد..

تفنگ برنو در سه مدل کوتاه و بلند و متوسط ساخته می‌شود. به تازگی در ایران جایگزین سلاح‌های شکاری گردیده ‌است و به ‌عنوان رایج ترین تفنگ شکاری گلوله زنی استفاده می‌شود. قیمت یک مدل کوتاه آلمانی آن به ۲ میلیون تومان می‌رسد.[البته الان خیلی بیشتر!!] این در حالیست که در خارج از مرزهای ایران، معادل آلمانی و نیز یوگسلاوی آن فاقد چنین محبوبیتی هستند و قیمتی بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ دلار آمریکا دارد.


تفنگ برنو پس از ورود به ایران در ردیف سلاح‌های سازمانی ارتش قرار گرفت امابا ورود تفنگ ام ۱ جای خود را به این تفنگ نیمه خودکار داد. اما همچنان جایگاه خود را در بین مردم و بخصوص عشایر لر حفظ نمود چرا که به عقیده آنها برنو بهترین بوده و هست. دسترسی عشایر به این سلاح بعد از شهریور ۱۳۲۰ و انحلال ارتش ایران در پی حمله متفقین صورت گرفت.

★★**********************★★******************************★★******************************★*************************************************★★

برنوهای ساخت ۱۳۰۹ و ۱۳۱۷ از اهمیت و قابلیت‌های بالاتری برخوردار هستند اما مدلی قدیمی تر از این اسلحه وجود دارد که نقش شاهینی در حال پرواز را برخود دارد که ورود آن را به سال ۱۲۹۸ و توسط میرزا کوچک خان نسبت می‌دهند

***************************************************************************★**********************************************★***************************★

گول ظاهر كهنه و فرسوده این سلاح را نخورید. اگر روزی به یك قبضه MUSER 98K قدیمی و از رده خارج برخوردید ، هیچ نگران نباشید. تنها چیزی كه به آن نیاز خواهید داشت چند تكه سنباده نرم ، یك تكه پارچه آغشته به گازوییل و یك عدد روغندان است تا این پیرمرد را از خواب بیدار كرده و دوباره وارد میدان كنید! MUSER 98K به شما خواهد فهماند كه معنای یك سلاح دقیق و قدرتمند چیست. سلاح MUSER 98K ، یكی از شاهكارهای تولید شده توسط كارخانه MUSER است. شاهكاری كه هیچگاه سربازان آلمانی را در میادین جنگ تنها نگذاشت. شاهكاری كه هنوز توان رقابت با بهترین سلاح های دنیا را دارد. 

در جنگ جهانی اول ، عمده سربازان امپراطوری آلمان به سلاح MUSER 98 مسلح بودند. طول و وزن زیاد MUSER 98 باعث شد تا مهندسان كارخانه MUSER در سال 1934 ، لوله این سلاح را كمی كوتاه تر كنند. قابل ذكر است كه بجز كوتاه كردن لوله ، هیچ تغییر یا بهینه سازی دیگری بر روی این سلاح اعمال نشد.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++±++++++++++++++++++-++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مدل كوتاه شده MUSER 98 ، با نام MUSER 98K عرضه و به عنوان اسلحه سازمانی تک تیر اندازان ارتش آلمان نازی پذیرفته شد. حرف K مخفف كلمه Kurz و به معنای كوتاه شده می باشد. آیا می دانید عدد 98 ، بیانگر چیست؟ مدل اولیه این سلاح ، در سال 1898 طراحی و ساخته شد.

یعنی حدود 107 سال پیش! جالب اینكه مكانیزم گلنگدن این سلاح ، از یك تكه فولاد مرغوب ساخته شده و تمامی شیارهای موجود در آن ، به روش ماشینكاری به وجود آمده است. این شیوه تولید اگرچه كمی زمانبر و پرهزینه است ، ولی دوام ، كیفیت و دقت سلاح را تضمین می كند


سربازان تك تیرانداز ارتش آلمان نازی در طول جنگ ، هیچ سلاحی را به MUSER 98K ترجیح نمی دادند. مدل های تك تیراندازی این سلاح ، به دوربین های ZF41 2/5X یا ZF42 5X مجهز بودند.

تك تیراندازان آلمانی با این سلاح قادر بودند سربازان دشمن را در فاصله 1500 متری ناكار كنند. (ركوردی كه هنوز بسیاری از سلاح های تك تیراندازی مدرن ، به آن دست نیافته اند.) این سلاح ، با شانه فشنگ های 5 تیری تغذیه می شود. گلوله های پرقدرت 92/7 × 57 این سلاح ، قدرت مرگباری به آن بخشیده اند كه می توانند حیواناتی مانند گراز 250 كیلویی را از پای درآورد. جالب است بدانید می توان این سلاح را به صورت تك گلوله تغذیه كرد.

مثلآ در سلاح M1 امریكایی كه از شانه فشنگ های 8 تیری استفاده می كند ، تا تمامی 8 گلوله شلیك نشود نمی توان سلاح را مجددآ تغذیه كرد. ولی در سلاح MUSER 98K ، پس از شلیك مثلآ 3 گلوله و درحالی كه هنوز 2 گلوله شلیك نشده است ، می توانید 3 گلوله جدید را به صورت تكی در سلاح قرار دهید. 

یكی از دلایل قدرت زیاد این سلاح ، گلنگدن دستی آن است. در سلاح های اتوماتیك و نیمه اتوماتیك همیشه مقداری از انرژی گاز باروت ، صرف فعال كردن مكانیزم گلنگدن سلاح می شود. ولی در سلاح های گلنگدن دستی ، 100 درصد انرژی گاز باروت صرف راندن گلوله می شود. با اضافه كردن یك شعله پوش مخصوص به این سلاح ، قادر به شلیك انواع نارنجك های ضدنفر و ضدزره خواهید بود.






تاریخ : یکشنبه 2 خرداد 1395 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
بدنبال توهین عده ای اراذل و اوباش به تندیس  سردار بزرگ راه ازادی
 ؛ سردار اسعد بختیار ؛ جناب استاد کورش کیانی قلعه سردی سروده ای را برای مهرنگار فرستاد که با هم می خوانیم : 
(طایفه بزرگ گوروی عیسوند نیز همپای همه طوایف چهارلنگ و هفت لنگ این اقدام گستاخانه و این توهین را محکوم مینماید)
برای اسطوره ی بزرگ آزادی سرداراسعد بختیاری وتندیس مجروحش 

آنان که بر مجسمه ات سنگ میزنند 
بر دامن دریده ی خود ننگ میزنند 

سردارسربلندم از این ابلهان مرنج 
تاریخ را شکسته دلان رنگ میزنند 

تا روز حشر مردم دلتنگ زاگرس 
با نغمه ی غرور تو آهنگ میزنند 

آه ای بلوط کهنه چه داری که تیشه ها 
اینگونه ریشه های ترا چنگ میزنند؟ 


ای جوهر تو داده به مشروطه اعتبار 
شمشیرهای کهنه مگر زنگ میزنند. . 

تا کی حرامیان حقیر نرینه  کش 
تهمت به این قبیله ی دلتنگ میزنند

والا یی ات برای فروپاشی ات بس است 
بیهوده برمجسمه ات سنگ میزنند. 
***********************************
استاد عزیز...ودوست گرامی
کورش کیانی قلعه سردی که ارادت دارم
خدمتشون...و که بعد از این حادثه با ایشون 
در واتس آپ تماس گرفتم...وایشون هم خیلی 
خوشحال بودن که بختیاریها جواب دندان شکنی دادند به یه مشت
بی اصل و نسب....وهمچنین تشکر از آقای زراسوند عضو گروه سردار آسماریکه شماره تماس آقای قلعه سردی رو در اختیار بنده قرار دادند...

«««سربلند باد بختیار»»»



تاریخ : یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 | 02:42 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
در این مطلب تنی چند از بزرگان طایفه گوروی را نام خواهیم برد.
بزرگانی که هنوز نام و یادشان ، وآوازه دلاوریها،ورشادتها،ونام نیکشان
در خاطر همه طایفه گوروی میباشد،وحتی برخی از آنها در ایل میوند،وایل عیسوند
بسیار پر آوازه و سرشناس بوده اند،که هنوز از آنها یاد میشود.
همه این بزرگان،سر بر بالین خاک نهاده اند.
۱..کدخدا امامداد گوروی(عیسوند زمانی)
۲..کدخدا محمدعلی گوروی(آدینه)
۳..کدخدا خیرعلی گوروی(آدینه)
۴.کدخدا ذولفقارگوروی
۵.کدخدا حیاتقلی گوروی
۶.کدخدا حیدرآقا گوروی(فرهادی)
۷.کاید عبدالعلی(کایدعبده)
۸.حاج  سهراب(شاهرخی)
۹.حاج تراب(تندیس)
۱۰.مشهدی علیمحمد(علیمحمد حبیب)
۱۱.مشهدی محمد(محمد خیرعلی)
۱۲.دکتر علیشاه
۱۳_دلیرمردکربلایی عین الله...کل عین الله گوروی..
۱۴_دلیر مردملا شرگلا گوروی..سنگر وریز
۱۵.مشهدی عباسعلی آدینه

****************************
اگر نام کسی از قلم افتاده برای 
ما ارسال کنید...
(این صفحه ماههای قبل نوشته شد،به دلایلی
حذف،ودوباره ثبت شد)
*****************************
نام دلیرمردان وشیرمردان و جنگاوران گوروی عیسوند
نیز به اطلاع عزیزان خواهد رسید


تاریخ : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
                                                                      بسم رب الشهدا والصدقین
                                                                     .........................................
با شروع جنگ تحمیلی وحمله ارتش عراق به استانهای مرزی کشور،هزاران نفر از نیروهای مردمی کشور از همه اقوام به کمک نیروهای ارتش وسپاه
شتافتندوبرای دفاع از خاک و ناموسشان به مقابله با نیروهای دشمن پرداختند..
عده زیادی از طایفه گوروی عیسوند نیز مانند سایر اقوام به جبهه های نبرد شتافتند،که دراین مدت عده ای جانباز،اسیر،وشهید شدند.
وعده ای هم در جنگ از فرماندهان بودند‌.
شهدای طایفه گوروی
........................‌‌‌‌‌‌‌‌........
۱.شهید هوشنگ آدینه(فرزند جعفرقلی)
۲.شهید احمد آدینه(گوروی....فرزند پیرزا)
۳.شهید داودعلی آدینه(فرزند امید علی)
۴ شهید احمد عیسوند(فرزند پاپی علی)
۴.شهید امیر شاهوار پور (فرزند میرزا احمد)
۵.سردارشهید اسماعیل برمکی
۶.شهید محمدرضا برمکی
۷.شهید سید اسماعیل کیامرزی(فرزند سید حاتم)
۸.شهید سید رحیم پژوهیده(فرزند حاج سید احمد)
۹.شهید سیدحسین پژمان
۱۰.شهید حسین برجی پور(فرزند علی محمد)
 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::


تاریخ : یکشنبه 22 فروردین 1395 | 02:22 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
گنبد جدید امامزاده فداله عمران در حال ساخت میباشد که به زودی بروی گنبد قدیمی امامزاده فداله عمران،توسط سادات حسینی و طایفه گوروی نصب خواهد شدآپلود عکسآپلود عکس      
امامزاده فداله عمران (یا فضاله عمران)معروف به ابوفضاله
شجره:فداله ابن ابوعمران ابن ابوالحسن ابن عبدالله ابن عمرو ابن ابراهیم ابن عبدالله ابن حسین ابن زید ابن علی(امام سجادع) میباشد.
که همانطور که گفته شد از نوادگان امام سجاد (ع)میباشد.
مرقد فضاله عمران(ع)در کوهستانهای شمال شهرستان دزفول در بخش سردشت منطقه چهار دران ،دره گپ (واقع در سالند کوه )میباشد.که مسیری پر پیچ وخم وطولانی دارای گردنه های
خطرناک میباشدکه این مسیر از شهرستان دزفول تا امامزاده با ماشین حدود ۶ساعت راه است.
منطقه ای بسیار زیبا با کوههای بلند و جنگلهای بلوط وآبشارهای دیدنی و گونه های جانوری  متفاوت میباشد که هرساله در فصل بهار عده زیادی برای 
زیارت وتفریح به آنجا میروند.در اطراف امامزاده وکمی دور تر سادات حسینی فداله عمران زنگی میکنند که این سادات جز طایفه گوروی عیسوند
محسوب میشوند.همچنین عده ای از سادات احمد فداله نیز که از نوادگان فداله عمران هستند درآنجا هستند.
بیشتر سادات عمرانی به شهر و روستاهای دزفول مهاجرت کرده وعده کمی در آنجا مانده اندوبرخی از آنها هم در شهرستان الیگودرز و روستاهای
اطراف و شهرستان خرم آباد هستند.سادات محترم عمرانی از زمان اجداد خود در کنار طایفه گوروی عیسوند مانند برادر زندگی میکرده اندو اجداد
طایفه گوروی.. از مریدان امامزاده فداله عمران بوده اند،سادات فداله عمران به سید گوروی معروفند.
همچنین هر ساله تعداد زیادی از طایفه گوروی به زیارت امامزاده فداله عمران میروند.



تاریخ : پنجشنبه 19 فروردین 1395 | 09:58 ق.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دوتا