تبلیغات
عیسوند طایفه بزرگ گوروی - ایل من«شعری از کوروش کیانی قلعه سردی»
ایل من گر چه گرفتار سکوتی تو هنوز
وارث زاگرس و اسب و بلوطی تو هنور
ایل من گرچه جوان بودی و پیرت کردند
سهم تو شاه شدن بود،وزیرت کردند
ایل من گرچه غرور تو سیاووشی بود
سالها نام تو در کنج فراموشی بود
ایل من گرچه به یک عربده لالت کردند
وستمها به تو رستم زالت کردند
ایل من گرچه به ترفند فریبت دادند
نام تحقیر به رفتار نجیبت داددند
ایل من گرچه درختان تو را دارزدند
وکلاغان به عقابان تو منقار زدند
ایل من گرچه رهاندند پلنگت راهم
وحشت آلود گرفتند تفنگت را هم
ایل من گرچه تو را خانه نشین میخواهند
وبرای تو شبی بدتر از این میخواهند
ایل من گرچه خزان ذوق بهارت را برد
باد آمدهمه دار و ندارت را برد
ایل من گرچه به طاغوت قیاست کردند
بارها خنده به اندوه لباست کردند
ایل من گرچه لقبهای بزرگت دادند
یوسفت کرده،وهر باربه گرگت دادند
ایل من گرچه به تاریخ تو نیرنگ زدند
تیشه بر ریشه اندیشه و فرهنگ زدند
ایل من در پی موسایی ،وآبت بدست؟
خوانده بر چینه خروسان توخوابت بردست؟
ایل من دشت گل و زرده و تارازت کو
ترکه ات کو،درکت کو،دهل و سازت کو
گرچه چندیست در این ایل سیاوش مردست
پشت خاکستر هر طایفه آتش خفتست
ایل من گال بزن موسم دلتنگی نیست
ذره ای عاطفه در قلب علازنگی نیست
ابتدا در سر ما نور خرد را کشتند
با همین شعبده سردار اسد را کشتند
ایل من جار بزن شیون و دندال بس است
داغ سهراب برای جگر سال بس است
ایل من حق تو غم خوردن نیست خدا میداند
پاسخ عشق،ستم نیست خدا می داند
ایل من کوچ کن امشب،همه رابرگردان
چادر واسب وتفنگ و رمه را برگردان
زندگی بی حرکت،شورندارد پوچ است
آخرین راه نجات همه ما کوچ است
زندگی،بی سر پر و نوزین و شرف بی معنیست
کوچمان مذهبمان است علف بی معنیست
قهوه تلخ قجر ریخته در کاسه ما
ایلخانی سر شب منتظر گاله ما
«تقدیم به ایل بزرگ وسرافراز وغیور بختیاری»






تاریخ : چهارشنبه 12 اسفند 1394 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : ALI.esvand علی عیسوند | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دوتا